محمد حسن خان اعتماد السلطنه

2337

مرآة البلدان ( فارسى )

اما شعب منفجره از جيحون بيشتر شكافهاى منفجره از شط جيحون به سمت خوارزم است و از آن جمله است نهر كريه كه ممتد است تا پنج فرسخ و ديگر نهر هزار اسب است كه متسع است تا آن‌كه مىگردد وسعت آن به قدر يك مرحله پس از آن متدرجا تنگ مىشود تا مىرسد به قدر يك فرسخ و سيراب مىكند مزارع را تا جانب بيابان و منشعب مىشود از نهر جيحون نهر كردر انخاس و اين نهر بزرگتر از هزار اسب است و مسافت ما بين اين دو نهر دو فرسنگ است . پس از آن نهر خيوه است و آن نيز بزرگ و عريض است . جارى مىشود در آن كشتيها و فاصلهء اين نهر با نهر خيوه به قدر نيم فرسخ است و همچنين است مسافت ما بين نهر مدرى و وداك و پائين‌تر از قصبه شهر به نحو عمود نهر بوه است و جمع مىشود در آن آبهاى دو ناحيه كه ناحيهء هيطل و ناحيهء خراسان باشد در قريهء اندرستان و جارى مىشود در آن كشتيها تا جرجانيه . آنگاه مانع مىشود و برمىگرداند كشتيها را سده‌اى كه در آنجا بسته شده است و ذكر كرديم ما آن را و از مجتمع آب تا آن سده يك منزل است و نهر كردر مأخوذ است از طرف اسفل قصبهء خوارزم به مسافت چهار فرسخ و در چهار موضع متفاوت به هم انهار منشعب مىشود و منضم مىگردد و مىگردد نهر واحد و منشعب مىشود از جيحون ايضا نهرهاى بسيار ديگر كه مشروب مىسازد قرى و رساتيق آمل و فربر و ساير شهرهائى را كه بر اطراف و حوالى جيحون است كه ذكر آنها موجب تطويل است . ادريسى گويد سرچشمهء جيحون از مملكت و خان در نواحى بدخشان است . اين رود در سرچشمه معروف به خرياب « 1 » مىباشد . پنج رود معتبر داخل جيحون مىشود . اين رودخانه‌ها از مملكت جيل و وخش جارى شده به جيحون مىريزد آن وقت عظمت به هم رسانيده شط مىگردد به نحوى كه از جميع شطهاى دنيا از حيثيت عرض و عمق عظيمتر است . رودخانهء خرياب قبل از آن‌كه موسوم به جيحون شود چند رود داخل و ملحق به آن مىشود از جمله رودخانهء آخسو « 2 » مىباشد كه نيز مشهور

--> ( 1 ) - يا ادريسى درست ضبط نكرده يا نسخه مغلوط بوده ، درست جرياب است . ( 2 ) - آخشوا .